شيخ حسين انصاريان
267
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
ببنديم و ضرب شستى به ايشان نشان دهيم . همين كار را كردند . در سال دوم هجرت ، رسول خدا صلى الله عليه و آله عبداللَّه بن جَحْش را با جماعتى از مهاجران گسيل داشت و نامهاى به وى داد و فرمود تا قبل از دو روز سر نامه را نگشايد و بعد از دو روز راه ، نامه را قرائت نموده بر طبق دستورى كه خداوند به وى داده رفتار نمايد و احدى از همراهان را مجبور نكند . عبداللَّه به راه افتاد بدون اين كه بداند به كجا مىرود ، همى پيش راند و به خاطر اين كه دستور خدا در كار بود به منظور تنفيذ فرمان ، با اعتماد و اطمينان به او ، خود را يكسره به او سپرد و سريع پيش مىرفت . دو روز تمام راه پيمود ، آنگاه نامه را گشوده قرائت كرد ، ديد نوشته است : وقتى اين نامه را از نظر گذراندى پيش برو تا به نخله كه بين مكّه و طائف است برسى ، در آن جا در كمين قريش مىباش و مرتّب اخبار قريش را به دست آورده براى ما بفرست . عبداللَّه پس از قرائت نامهء رسول خدا صلى الله عليه و آله نفرات خود را از مضمون آن آگاه ساخت و گفت : رسول الهى صلى الله عليه و آله به من دستور داده تا به سوى نخله روم و در آن جا در كمين قريش بنشينم و اخبار قريش را براى آن جناب بفرستم و نير امر فرموده كه احدى از شما را مجبور به كارى نكنم . اينك هر يك از شما ميل دارد به درجهء شهادت برسد با ما بيايد و هر كدام از شما حاضر نيست ، از همين جابازگردد و من خود ، امر پيامبر را اطاعت نموده به راه مىافتم . نفرات عبداللَّه همگى با وى موافقت كرده ، آمادگى خود را اعلام داشتند و همه به سوى هدف رهسپار شدند در حالى كه اميد به خدا پيشاهنگ و اطمينان و اعتماد به او رهبرشان و عنايت پروردگارى نيز نيروبخش دلهاشان بود و لكن در بين راه شترى از ايشان گم شد و در جستجوى آن در بيابان شده و پارهاى از ايشان اسير قريش گشتند . عبداللَّه و بقيهء نفراتش همچنان مىراندند تا به نخله رسيدند و در آن جا كاروانى